معرفی شهید گران‌قدر سید محمد سعید جعفری می‌پردازیم.

هر هفته با یک شهید کرمانشاهی
 کامیاران نیوز: شهید جعفری از بنیان‌گذاران سپاه پاسداران استان کرمانشاه و بسیاری از انجمن‌ها و نهادهای مؤثر در جریان حفظ امنیت و اشاعه فرهنگی و دینی در منطقه غرب کشور بود از این سردار رشید اسلام می‌توان به‌عنوان اولین پرچم‌دار دفاع از ایران و مبارزه با منافقین در مرزهای غربی کشور یادکرد .

کودکی و انس با قرآن
شهید طلبه سردار سید محمد سعید جعفری کرمانشاهی در۱۲ بهمن ۱۳۳۱ در قصر شیرین و در ایام تصدی پدرش بر گمرک خسروی به دنیا آمد. سلسله ایشان از سادات قدیمی و اصیل کرمانشاه بود و با چهل واسطه به امام حسن ابن علی ابن ابیطالب (ع) می‌پیوست.
حفظ و قرائت قرآن کریم و آموزش احکام شرعی را از ایام دبستان در نزد مربی قرآن مرحوم میرزاعلی اصغر بهمانی آغاز نمود. هوشمندی سعید از ایام کودکی منجر به اشتغال همزمان او در دروس کلاسیک تا اخذ دیپلم ریاضی و پذیرش دوره کارشناسی و آموزش‌های دینی و مذهبی تا بدان جا گردید که از ۱۶ سالگی رسماً در مساجد و جلسات دینی به سخنرانی می‌پردازد. . پشتکار، استعداد ، نفوذ کلام و اطمینان به نفس او از او شخصیتی اثرگذار بر مردم می‌سازد. سعید خوش‌سیما و خوش سیره است. لبخندش قفل دل‌ها را می‌گشاید و در متن مردم نفوذ فوق‌العاده می‌یابد. حتی در میان اهل سنت و نیز شیعیان اهل حق نیز صاحب وجاهت است. همزمان او به مبارزه و مناظره با مروجین مکاتب انحرافی ، موسیونرهای مسیحی و مبلغان بهایی و گروه وحدت نوین جهانی که رهبری آن در کرمانشاه مستقر بود می‌پردازد.شاید نخستین فعالیت سیاسی او به پخش اعلامیه‌های امام در خرداد ۴۲ و زمـان کودکی برمی‌گردد.
از نوجوانی آموزش دروس حوزوی را نزد روحانیت كرمانشاه آغاز نموده و از محضر اساتیدی چون شهید آیت‌الله اشرفی و شهید بهاءالدین كنگاوری (محمدی عراقی) و آیت‌الله حاج آخوند و نیز آخوند ملاعلی معصومی همدانی و... بهره‌مند شده و تا آغاز درس خارج كه اكنون در حوزه‌ها حدود ده سال خوانده می‌شود را به پایان می‌برد.
فعالیت در غرب کشور
از سال ۱۳۵۳ فعالیت‌های خود را به منطقه غرب گسترش می‌دهد و سخنرانی‌های متعدد در استان‌های ایلام ، کردستان ، همدان و تهران برگزار می‌نماید. در همین سال ازدواج می‌نماید و در سال ۱۳۵۴ صاحب فرزند می‌گردد و نام آن را صالح می‌نهد. فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی شهید همچنان ادامه می‌یابد و منجر به تربیت شاگردان فراوانی می‌گردد که تا پایان عمر به شهید دل‌بستگی میابند.
وی با همکاری علمای ذی‌نفوذ ـ بازاریان و ثروتمندان خیر کرمانشاه مجموعه‌ای را برای کمک‌رسانی به فقرا و مستمندان راه‌اندازی می‌نمایند که بعدها آن را «شورای یاوری تهیدستان» می‌خوانند.
تشکیل جامعه روحانیت غرب کشور و آغاز فعالیت‌های مسلحانه
در سال ۱۳۵۶ فاز نظامی فعالیت‌های خویش را آغاز نموده هفت گروه مخفی برای فعالیت‌های تهاجمی و آموزش استفاده از تسلیحات نظامی تشکیل می‌دهد. ارتباط وسیع ایشان با روحانیت و نقش محوری او به‌عنوان حلقه رابط میان علمای منطقه منجر به تشکیل جامعه روحانیت کرمانشاه در سال ۵۶ و جامعه روحانیت غرب کشور و نیز مجمع روحانیون تبعیدی در سال ۵۷ و صدور ده‌ها اعلامیه ضد رژیم با پیگیری ایشان می‌گردد. در همین مسیر شبکه وسیعی را در غرب کشور به‌منظور تهیه طبع و انتشار اعلامیه‌های ضد شاه با نظارت و همراهی آیت ا... سید مرتضی نجومی مهیا نموده با اوج‌گیری خیزش ملت نقش اساسی در سازمان‌دهی مراسم و تظاهرات و جلوگیری از انحراف حرکت و شعارها در منطقه ایفا می‌نمایند.
شبکه هفت‌گانه تهاجمی نیز اکثر مراکز فساد و مشروب‌فروشی‌ها را در منطقه به تعطیلی می‌کشاند و رشد انقلاب در منطقه غرب سیری شگرف می‌یابد.
ساواک و زندان
از این زمان استاد شهید تحت تعقیب ساواک قرار می‌گیرد. در جریان فتنه سالار جاف و تعرض چماق داران او به مردم که با سکوت و حمایت ضمنی شهربانی در شهرهای مختلف غرب کشور توأم است شهید جعفری به تدارک تحصن بزرگی از علما و بزرگان منطقه در کرمانشاه می‌پردازد که در این زمان دستگیر و زندانی اما تحصن با موفقیت و برآمدن خواسته‌های متحصنین برگزار می‌گردد. در زندان پیشنهاد بورس تحصیلی خارج از کشور را نمی‌پذیرد و به جهت فعالیت مذهبی در دوران زندان تحت شکنجه قرارگرفته دست به اعتصاب غذا می‌زند. اما با آزادی زندانیان سیاسی استاد شهید نیز آزاد می‌گردند.
تشکیل کمیته حفاظت شهری کرمانشاه و هسته اولیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
به‌محض آزادی با متشکل کردن شاگردان و جوانان مرتبط کمیته حفاظت شهری کرمانشاه را در اول آذرماه ۵۷ راه‌اندازی نموده شهر را به ۱۴ منطقه حفاظتی تقسیم می‌نماید. رادیو مسکو سقوط انتظامی کرمانشاه و تشکیل نخستین کمیته حفاظت شهری به‌وسیله جوانان شهر را گزارش می‌نماید. به جهت عدم امکان آموزش مسلحانه و استفاده آشکار سلاح در ساعات حکومت‌نظامی شهید جعفری پایگاه مخفی‌ای را در نیمه دوم آذرماه در ارتفاعات برف‌گیر «خورین» حدفاصل کرمانشاه کامیاران راه‌اندازی نموده نخستین آموزش متمرکز نظامی نیروهای انقلاب و هسته اولیه مجموعه‌ای که بعدها آن را سپاه پاسداران نامیده‌اند شکل می‌گیرد. در دی‌ماه نیز پایگاه دیگری را در چغانرگس حدفاصل کرمانشاه و ماهیدشت ایجاد و گروه دیگری در آن مشغول آموزش می‌گردند.
نقش سرگرد علی داد همتی به‌عنوان مسئول آموزش نیروها در این میان موردتوجه است. تعدادی از نیروهای آموزش‌دیده این دو مجموعه در نیمه دوم دی‌ماه ۵۷ به‌منظور کمک به حفاظت جان امام (ره) به تهران اعزام می‌گردند. همراهی این گروه با سایر مرتبطین حلقه کرمانشاه در تهران نهایتاً منجر به تشکیل کمیته مسجد قبا زیر نظر آیت ا... شهید دکتر مفتح می‌گردد. با پیروزی انقلاب اسلامی شهید جعفری اردوگاه پیش‌آهنگی خضر زنده را به پادگان آموزش نظامی تبدیل کرده نیروهای پادگان‌های خورین و چغانرگس را در آنجا مستقر و با عنوان «پاسداران انقلاب اسلامی» شروع به فعالیت می‌نمایند. این پادگان هم‌اینک بانام پادگان شهید منتظری بزرگ‌ترین پادگان آموزشی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کشور است.
در ابتدای پیروزی با همکاری و قضاوت آیات عبدالجلیل جلیلی ـ شهید بهاءالدین کنگاوری(محمدی عراقی) و عبدالخالق عبدالهی دادگاهی اسلامی برای اجرای حدود و اعمال تعزیرات شرعی تشکیل می‌دهند که هسته اولیه دادگاه انقلاب کرمانشاه می‌گردد. در اوایل اسفندماه ۵۷ شهید جعفری به خدمت امام راحل (ره) رسیده گزارشی از نیروهای آموزش‌دیده در پادگان‌های خورین و چغانرگس و خضر زنده ارائه و امعان نظر امام (ره) برای تجهیز تسلیحاتی این نیروها و راه‌اندازی یک نیروی نظامی مستقل و توجه بیشتر مسئولان به مسائل کردستان را تقاضا می‌نمایند که منجر به ارجاع ایشان به آیت ا... حسن لاهوتی و شهید سپهبد ولی ا... قرنی از سوی امام (ره) می‌گردد.
شهید جعفری و نخستین عملیات نظامی انقلاب اسلامی
آیت ا... لاهوتی در اسفندماه ۵۷ برای دیدار از پادگان خضر زنده و اقدامات به‌عمل‌آمده به کرمانشاه سفر می‌نمایند و با تشدید درگیری‌ها در کردستان و سقوط منطقه شهری سنندج و محاصره پادگان آن به‌وسیله گروهک‌ها تسلیحات گسترده این پادگان در شرف تصرف گروهک‌های معاند با نظام قرار گیرد. شهید سپهبد قرنی با ارائه اختیارات تام به شهید سعید جعفری در نیروهای نظامی منطقه غرب ورود نیروهای آموزش‌دیده ایشان را به عرصه دفاع طلب می‌نمایند.
شهید جعفری با استقرار در هوانیروز کرمانشاه و هماهنگی عملیات هوایی از پایگاه نوژه عملیات سنندج را آغاز نموده با خاموش کردن آتش نیروهای مهاجم به پادگان و هلی برد نیروهای آموزش‌دیده پادگان خضر زنده به درون پادگان تحت محاصره سنندج نخستین عملیات نظامی انقلاب اسلامی را در ۲۸ اسفندماه ۱۳۵۷ با موفقیت کامل رهبری می‌نماید. در این عملیات پرخطر نظامی با به شهادت رسیدن نخستین شهیدان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهید امیر شاهرضایی و برادران امیر و حسین اشک تلخ پادگان سنندج و تسلیحات آن از سقوط حتمی نجات می‌یابد و شهر سنندج از تصرف گروهک‌ها خارج می‌گردد.
نجات پاوه
در فروردین ۵۸ پس از آزادی و تأمین سنندج شهید جعفری نیروهای مبارز سنندج را همراه با گروه میثم به سمت مهاباد گسیل می‌دارند تا به‌صورت مردمی در شهر وارد و در پایگاه‌هایی مستقر گردیده متصرفین شهر و پادگان مهاباد را به عقب برانند. این نیروها به مدت چند ماه تا رسیدن به هدف موردنظر در مهاباد مستقر و در دو گروه فرهنگی و نظامی مشغول به فعالیت می‌گردند. پراکندگی نیروهای ضدانقلاب و عناصر وابسته به پالیزبان و... در شهرستان‌های (کرند و گهواره) نیز در آن زمان منجر به عدم امنیت در منطقه می‌گردد.
ارتباط نزدیک شهید جعفری با بزرگان قومی آن مناطق و طرح واگذاری تأمین منطقه به ایشان اغتشاشات درازمدت را بدون درگیری و مداخله نظامی خاتمه می‌دهد. در اوایل مرداد ۵۸ با سقوط پایگاه سپاه در مریوان به دست گروهک‌ها و قتل‌عام خانواده پاسداران منطقه شهید سعید جعفری با تقویت سران محلی مدافع انقلاب و ایجاد حرکت از روستا به شهر این نیروها (طرح و مدیریت یکی از نزدیکان شهید) منجر به محاصره شهر و قطع ارتباط گروهک‌ها با نیروهای خارج گردیده با ورود شهید دکتر مصطفی چمران به منطقه به نمایندگی از دولت و مذاکره ایشان با شهید جعفری با سران گروهک‌ها نیروهای متهاجم مریوان را به سمت پاوه ترک می‌نمایند.
حضور این نیروهای غیر متعهد در پاوه و بروز برخی رفتارهای زننده آن‌ها مردم مسلمان پاوه را به واکنش واداشته منجر به تحصن اعتراض‌آمیز مردم در فرمانداری شهر می‌گردد. متقابلاً هواداران گروهک‌ها نیز تحصنی را به‌منظور اعمال فشار بر دولت در قوری قلعه ترتیب می‌دهند. در آن فضای متشنج شهید جعفری در اقدامی شجاعانه با همراهی آیات اشرفی ـ کاظمی و خرمشاهی در جمع مردم متحصن در فرمانداری پاوه حضور می‌یابند و با سخنرانی و اعلام حمایت از متحصنین شخصاً خطر مذاکره با سران گروهک‌ها را در قوری قلعه به جان می‌خرد و سعی در ختم غائله نموده موضع مردم پاوه را تثبیت می‌نمایند. پیروزی مذاكرات به نفع مردم پاوه و ورود شهید چمران به این شهر منجر به خشم معاندان و محاصره و حمله مسلحانه آن‌ها به پاوه گردید.
شهید جعفری در دو مرحله تسلیحات و نیروهای جان‌برکفی را به فرماندهی شهید آیت شعبانی و آقای عبدالعلی بوچانپور به درون حلقه محاصره پاوه اعزام و پی گیری وسیعی را با همراهی آیت ا... مجتبی حاج آخوند جهت صدور فرمان امام (ره) خطاب به ارتش برای نجات پاوه ایفا می‌نماید. در شهریور ۵۸ شهید جعفری با اعزام نیروهای سپاه به روانسر دشمنان انقلاب را بدون درگیری به عقب‌نشینی از آن شهر وادار نموده در دی‌ماه ۵۸ با تشكیل (گروه سلمان) و تدوین طرح یك عملیات چریكی پیچیده به فرماندهی شهید ابوالحسن یاری كامیاران را در اوج ناامیدی‌ها بدون تلفات شهری و با تقدیم كمتر از ۱۲ شهید آزاد می‌نماید.
پیشمرگان کرد مسلمان
از دیگر اقدامات شهید گرفتن امان‌نامه از امام برای برخی از افرادی است كه از زمان طاغوت با جرائم كوچك به عراق گریخته بودند. این طرح منجر به بازگشت این آوارگان به كشور و رفع یكدست ناهنجاری‌های اجتماعی در منطقه و نیز همراهی بسیاری از آنان با انقلاب در مقاطع بعدی خصوصاً در مجموعه (پیشمرگان كرد مسلمان) گردید. اسكان مهاجران كردی كه درخطر قتل و غارت گروهک‌ها قرار داشتند در شهر كرمانشاه از دیگر اقدامات ایشان بود.
طرح تشكیل (پیشمرگان كرد مسلمان) با محوریت سران كرد رانده‌شده و نیز دریافت‌کنندگان امان‌نامه‌ها و حمایت شهید چمران و علامه احمد مفتی زاده نیز توانست تفاوت كرد و كفر را در كردستان آشكار نماید. اقدام دیگر شهید آن بود كه در مسیر تألیف قلوب طوایف محلی تعدادی از افراد ذی‌نفوذ و نیازمند منطقه را نیز موردحمایت مالی نظام قرار دهند. استاد شهید سعید جعفری همزمان در عرصه سیاسی مبارزه وسیعی را علیه گروهک‌ها التقاطی و مجاهدین خلق و سایر گروهک‌های ماركسیستی سامان داد. قدرت مناظره سعید در این مسیر بسیار مؤثر و نزدیكی ایشان با جامعه روحانیت كرمانشاه بسیار راه گشا بود.
پایه‌گذاری حزب‌الله کرمانشاه و تأسیس نهضت اسلامی دانشجویان غرب کشور
همزمان در همان اوایل انقلاب حزب‌الله كرمانشاه را پایه‌گذاری می‌نماید و با برگزاری دروس تفسیر قرآن كریم نهج‌البلاغه و سخنرانی در مساجد خصوصاً برگزاری جلسات هفتگی مسجد معتضدی و دعای كمیل مسجد بروجردی به افشاگری در مورد ماهیت بنی‌صدر و منافقین و خط نفاق خطرناك روحانی نمای شهر می‌پردازد كه بعدها به رویارویی نیروهای حزب‌اللهی با این جریان انجامید و همین جریان از عوامل جفا و مظلومیت عجیب این شهید بزرگوار شدند كه شرح مفصل و دردناك دارد. ایشان همچنین با تدارك و تأسیس نهضت اسلامی دانشجویان غرب كشور به‌عنوان نخستین اتحادیه دانشجویی و نامزدی در انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی در پاوه نقش بی‌بدیلی در عرصه‌های سیاسی و فرهنگی منطقه ایفا نمود.
در دور اول انتخابات مجلس شورای اسلامی كرمانشاه كه بانفوذ و تقلب سازمان مجاهدین خلق در فرمانداری كرمانشاه دو نفر از نامزدهای منافقین را به مرحله دوم انتخابات معرفی نمودند استاد شهید سعید جعفری با دعوت از مردم به تحصن در فرمانداری از ورود آن‌ها به مجلس جلوگیری به عمل آورد. برگزاری مراسم دیدار حزب‌الله و روحانیت كرمانشاه با امام(ره) و دیدار امام‌جمعه وقت سنندج و جمعی از برادران اهل سنت و دیدار طایفه اهل حق با امام(ره) و دیدار جهت اخذ امان‌نامه‌ها و ملاقات در مسئله كردستان و تشكیل نیروی نظامی در اواخر سال ۵۸ از مهم‌ترین دیدارهای این شهید با امام(ره) است.
هشدار حمله عراق به ایران توسط شهید جعفری
ارتباط شهید با مجلس اعلای شیعیان لبنان و سفر آقای عبدالامیر قبلان به كرمانشاه و نیز ارتباط با حزب الدعوه الاسلامیه عراق خصوصاً علامه سید مرتضی عسگری از پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و همكاری با حزب اسلامی رعد افغانستان پس از پیروزی و صدور نشریه عاشورا در افغانستان از دیگر اقدامات فرهنگی شهید است. استاد شهید یک سال پیش از آغاز جنگ تحمیلی با نگاشتن نامه‌ای تحركات جبهه عراق و خطر حمله قریب‌الوقوع آنان را به رئیس‌جمهور وقت گوشزد می‌نماید. هرچند كه بابی توجهی روبرو می‌گردد.
پیرو این روشنگری‌ها نیروهای مردمی كرمانشاه در آذرماه ۵۸ كنسولگری عراق را كه مشغول نقشه‌برداری و جمع‌آوری اطلاعات از منطقه است تصرف می‌نمایند و اسنادی را نیز در اختیار آن شهید قرار می‌دهند. شهید جعفری در مصاحبه خویش با روزنامه اطلاعات در اسفند ۵۸ بار دیگر بر خطر حمله عراق تصریح نموده و از تابستان ۵۹ راسا دو مجموعه را به شهیدان مفقودالاثر امیر سالمی و داوود رضوانی در مرزهای خسروی و گیلان غرب می‌سپارد تا تحركات دشمن را به‌صورت روزانه به ایشان گزارش نمایند. متأسفانه با هجوم ارتش عراق به ایران این دو گروه که در نزدیک‌ترین خط مرزی ایران با عراق مستقر بودند با مقاومت محدودی متلاشی و دو فرمانده غیور آن به شهادت می‌رسند.
نخستین سپر دفاعی ایران در غرب کشور در برابر عراق
استاد شهید با سخنرانی‌های متعدد در کرمانشاه به دعوت عمومی و بسیج نیروهای مردمی به جهاد اهتمام نموده شخصاً با جمعی از یاران و شاگردان جان‌برکف خویش به‌عنوان نخستین گروه پیشتاز در مبارزه و جهاد به جبهه دشمنان در حال پیشروی می‌شتابند و درحالی‌که دشمن از سرپل ذهاب گذشته است با آنان روبرو می‌شوند. راهبرد سردار شهید و هم‌رزمان او در این نبرد نابرابر اجرای عملیات چریکی و واردکردن ضربات متعدد بر پایگاه‌ها و مراکز نظامی دشمن در طول شب به‌منظور افزایش خسارت و تلفات مهاجمان و عدم امکان پیشروی و زمین‌گیری ماشین جنگی دشمن است.
یک ماه مقاومت سرسختانه این گروه اندک که با حمایت هوانیروز کرمانشاه خصوصاً رشادت‌های شهیدان علی‌اکبر شیرودی و احمد کشوری و یحیی شمشادیان پشتیبانی می‌گردد منجر به زمین‌گیر شدن سپاه سوم عراق در دشت ذهاب و نهایتاً تخلیه و عقب‌نشینی آن‌ها از منطقه شهری سرپل ذهاب و انتقال جبهه مقاومت ایران به ارتفاعات قراویز در غرب سرپل ذهاب می‌گردد. در تمام این مدت درس‌های نهج‌البلاغه شهید در خط مقدم نیز ادامه می‌یابد. او پاسدار توأم جبهه‌های جنگ و فرهنگ بود.
شهادت
عاقبت در ۴ آبان ۱۳۵۹ در شب خجسته عید غدیر ولایت مرتضوی در خط مقدم جنگ و ارتفاعات قراویز به اجداد پاک و شهید خویش تأسی نموده پس از عمری کوتاه اما بسیار پربرکت در حال سجده جان به جان‌آفرین تسلیم می‌نماید.علمای کرمانشاه بر پیکر او نماز مکرر می‌گذراند و مردم کرمانشاه باشکوه‌ترین تشییع را در خاطره این شهر برای او بر پا می‌کنند.مرحوم حضرت آیت ا... سید مرتضی نجومی (چهره ماندگار) به خط خوش خویش بر سنگ مزار ایشان نگاشت: درود بر تو ای عزیز روزگار و ای اباصالح.
«مقام معظم رهبری در رسای شهید جعفری فرمودند:«شهید جعفری ستاره ایست درخشان در آسمان غرب كشور، نه‌تنها در غرب بلكه در كل ایران. "شهید سید محمد سعید جعفری"، شهید پیشرو و پیشتاز با جمع رفقای خودش رفتند از پادگان لشگر سنندج دفاع كردند،‌ فهمیدند كه معنای این دفاع چیست، تسلط ضدانقلاب بر یك پادگان نظامی معنایش چیست. این زود فهمیدن،‌ به‌وقت فهمیدن،‌ به هنگام عمل كردن و پاسخ به نیاز دادن این آن نقطه برجسته ایست كه نباید مغفول بماند»
 
 
گزیده‌ای از وصیت‌نامه شهید سید محمد سعید جعفری
بقیه‌الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین
پدر بزرگوارم

پس از سلام و عرض ادب از اینکه چنددقیقه‌ای وقت شریفتان را می‌گیرم پوزش می‌طلبم.
پدر عزیز تو کسی هستی که در کودکی دستم را گرفتی و به مسجد بردی، تو کسی هستی که من بارها حمد و سوره را پیش تو خواندم و غلط‌هایم را اصلاح کردی، تو کسی هستی که با تشویق‌های فراوان مرا با مکتب روح‌بخش جدم آشنا نمودی و بالاخره تو کسی هستی که با عشق و ارادتت به خواندن ولایت سلام‌الله علیهم اجمعین مرا چنان در طریق الهی و سبیل مستقیم هدایت کردی که شاید کمتر مسلمانی وجود دارد چنین حق پدری را ادا کند.
ای شیعه ـ تو خوب درک کرده‌ای که باید فرزندت را درراه خدا فدا کنی، به ذات پروردگار فدا کردن فرزند درراه صاحب‌الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در این عصر شبیه فدا کردن ابراهیم اسماعیل را.
بارها از تو شنیده‌ام که می‌گفتی: من تو را درراه خداداده‌ام، بعضی‌اوقات کلمات چنان قلبم را لبریز از عشق به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌سازد که خدا فقط حد آن را می‌داند.
بارها چنان عشق به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ورزیده‌اید که از نیامدنم نگران نبوده‌اید بلکه برای کتب امری انجمن که جزء اموال حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است دلواپس بوده‌اید خلاصه اعمال شما باعث شده که من آن‌قدر جسور شوم که کار شمارا رها کنم و به تعقیب هدفم بپردازم، مسافرت‌های پی‌درپی به استان همدان و شهرستان‌های قصر شیرین، سنقر و ... نشان‌دهنده این موضوع است.
آری، بار دیگر اقرار می‌کنم اگر عشقی به صاحب‌الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در وجود من هست، همه مدیون وجود تو است.
دیگران خدا را فراموش کردند و پول را به یاد آوردند و بدین‌جهت فرزندانشان را جهت تحصیل به تهران و حتی ممالک خارجی فرستادند، گروهی هم فرزندانشان را استثمار کردند و در مغازه و محل کسب مانند حمال از آن‌ها کار کشیدند، ولی تو پول را فراموش کردی و خدا را به یاد آوردی و با مسافرت‌های پی‌درپی من را ساختی.
بیش از این مزاحم نمی‌شوم دیگران اگر فرزندانشان را درراه خدا می‌دهند و آن‌ها را به حوزه‌های علمیه می‌فرستند مخارجشان را تحمل نمی‌کنند. ولی تو لباس و غذا و ... را در حد عالی همیشه در اختیار من گذاشتی و با حمایتت درراه خدا مجاهده کرده‌ام (اگر قبول کند ان شاء الله) و اگر گاهی مریض شده‌ام باز به تو پناه آورده و با خرج تو معالجه شده و باز به فعالیت پرداخته‌ام، سخن به درازا نکشد. این نامه را نگهدار و از خدا بخواه که کوتاهی‌های بسیار زیاد مرا درراه جلب دوستی شما ببخشد و هر مقدار از حقوق شمارا نتوانسته‌ام رعایت کنم به بزرگواری شما به من بخشاید.
 
 
از خدای کریم عاجزانه تقاضا می‌کنم این نامه را روز قیامت به دستتان بدهد و مدرکی باشد بر اینکه شما فرزندتان را درراهش فدا نموده‌اید.خدایا من از دست پدرم راضی‌ام تو هم از دست او راضی باش .به‌حق حجاب و دلیل اعظمت پیامبر گرامی محمد(صلی‌الله علیه و آله و سلم).

منبع:سایت ایثار



تاریخ : پنجشنبه 26 مهر 1397 | 00:23 | نویسنده : کامیاران نیوز | نظرات